السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

99

تفسير الميزان ( فارسي )

اين آيه شريفه مردم را دعوت مىكند به اينكه فرمايشات خدا و انذار او از روز قيامت در آيات قبل را بپذيرند ، اين آن چيزى است كه از سياق استفاده مىشود . و اينكه بعضى « 1 » گفته‌اند : مراد از كلمه « يوم » روز مرگ است ، صحيح نيست . و كلمه « لا » در جمله * ( « لا مَرَدَّ لَه مِنَ اللَّه » ) * لاى نفى جنس است ، و كلمه « مرد » اسم لا ، و كلمه « له » خبر آن است ، و جمله « من اللَّه » حال از كلمه « مرد » است . و معنايش اين است : بپذيريد دعوت پروردگارتان را قبل از فرا رسيدن روزى كه از طرف خدا ردى و برگشتى برايش نيست ، يعنى آمدن آن روز قضاى حتمى است كه خدا به هيچ وجهى آن را بر نمىگرداند . پس در حقيقت اين تعبير به منزله تعبير « لا ريب فيه » است ، كه در قرآن كريم روز قيامت مكرر به آن وصف شده . مفسرين براى اين جمله ، يعنى جمله * ( « يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَه مِنَ اللَّه » ) * وجوهى ديگر و اعرابهايى ديگر ذكر كرده‌اند كه در نقل آن هيچ فايده اى نيست . * ( « ما لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَما لَكُمْ مِنْ نَكِيرٍ » ) * - كلمه « ملجا » مانند « ملاذ » به معناى پناهگاهى است كه بدان پناه مىبرند . و كلمه « نكير » - به طورى كه گفته‌اند - مصدر و به معناى « انكار » است . و معناى جمله اين است كه : شما در آن روز از ناحيه خدا پناهگاهى نداريد ، و نمىتوانيد آنچه از شما سر زده انكار كنيد ، چون حقايق از هر جهت ظاهر و هويدا مىگردد . * ( « فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلاغُ » ) * در اين آيه شريفه از خطاب به كفار عدول كرده و خطاب را متوجه رسول خدا ( ص ) نمود ، تا به آن جناب اعلام فرمايد ماموريتى كه به دوش وى نهاده تنها تبليغ رسالت است ، نه بيشتر از آن ، او را فرستاده تا دين خدا را به مردم ابلاغ كند ، نه اينكه نگهبان مردم و مسئول ايمان و اطاعت آنان باشد ، تا خود را موظف بداند ايشان را از اعراض باز بدارد ، و در اين راه خود را به تعب اندازد تا شايد مردم به وى روى آورند . * ( « وَإِنَّا إِذا أَذَقْنَا الإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الإِنْسانَ كَفُورٌ » ) * « فرح به رحمت » كنايه است از اشتغال به نعمت و فراموش كردن منعم . و مراد از « سيئه » مصيبتى است كه انسان را بد حال سازد . و جمله * ( « فَإِنَّ الإِنْسانَ كَفُورٌ » ) * از باب وضع

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 35 .